ویژه

قهوه سرد آقای نویسنده

امتیاز 5.00 از 5 امتیاز 1 مشتری
(دیدگاه کاربر 1)

کتاب قهوه سرد آقای نویسنده اثر روزبه معین است که با استقبال طرفداران ادبیات داخل کشور و عامه قرار گرفت. روزبه معین در خصوص کتابش می گوید نگارش کتاب قهوه سرد آقای نویسنده 3 سال به طول انجامیده است به همین جهت داستانی عمیق دارد که خواننده را با خود همراه می سازد.

23,000 تومان 21,800 تومان

توضیحات کتاب

وزن 210 g
نویسنده

روزبه معین

ناشر

نیماژ

تعداد صفحه

220 صفحه

قطع کتاب

رقعی

نوع جلد

شومیز

نوبت چاپ

3

کتاب قهوه سرد آقای نویسنده

کتاب قهوه سرد آقای نویسنده اثر روزبه معین است که با استقبال طرفداران ادبیات داخل کشور و عامه قرار گرفت. روزبه معین در خصوص کتابش می گوید نگارش کتاب قهوه سرد آقای نویسنده ، 3 سال به طول انجامیده است به همین جهت داستان عمیقی دارد که خواننده را با خود همراه می سازد. این رمان در سال 1396 شمسی از سوی نشر نیماژ منتشر شد و با استقبال فراوانی مواجه گردید. رمان قهوه سرد آقای نویسنده داستان روزنامه نگار و نویسنده ای را روایت می کند که از دوران نوجوانی اش آغاز شده دوره ای که وی درگیر موضوعی عاشقانه شده و تا کنون ادامه یافته است و البته داستان های عجیب و غریبی را رقم خواهد زد.

از کتاب قهوه سرد آقای نویسنده روزبه معین :

من چند سال پیش دیوانه وار عاشق شدم، وقتی که فقط ده سال داشتم، عاشق یه دختر لاغر و قد بلند که عینک ته استکانی می زد و پونزده سال از خودم بزرگتر بود، اون هر روز به خونه ی پیرزن همسایه می اومد تا ازش پیانو یاد بگیره. از قضا زنگ خونه ی پیرزن خراب بود و معشوقه ی دوران کودکی من مجبور بود زنگ خونه ی مارو بزنه، منم هر روز با یه دست لباس اتو کشیده می رفتم پایین و در رو واسه ش باز می کردم، اونم می گفت : “ممنون عزیزم!” لعنتی چقدر تو دل برو می گفت عزیزم! …

پشت جلد کتاب :

بهم می گفت : “تاحالا شکار رفتی؟”

گفتم : “نه”.

گفت : ” من قبلا می رفتم، ولی دیگه نمی رم، آخرین باری که شکار رفتم، شکار گوزن بود، خیلی گشتم تا یه گوزن پیدا کردم. من بهش شلیک کردم، درست زدم به پاش، وقتی رسیدم بالای سرش هنوز جون داشت، نفس می کشید و با چشم هاش التماس می کرد، زیباییش مسخم کرده بود، حس کردم که می تونه دوست خوبی واسه م باشه، می تونستم نزدیک خونه یه جای دنج واسه اش درست کنم. اما خوب که فکر کردم فهمیدم این جوری اون گوزن واسه همیشه لنگ می زنه و هر وقت من رو ببینه یاد بلایی می افته که سرش آوردم، از نگاهش فهمیدم بزرگترین لطفی که می تونم در حقش بکنم اینه که یه گلوله صاف تو قلبش شلیک کنم.

بعدش گفت : ” تو هیچ وقت نمی تونی با کسی که بدجور زخمیش کردی دوست باشی.”

نوشته شده در : فروشگاه کتاب ایران

1 دیدگاه برای قهوه سرد آقای نویسنده

  1. نمره 5 از 5

    قهوه سرد آقای نویسنده روزبه معین از بهترین کتاب های ایشون هست خیلی جذابه …

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *