ویژه

شوهر عزیز من

کتاب شوهر عزیز من عنوان کتابی است نوشته فریبا کلهر که برای اولین بار در سال 1391 منتشر گردید. در قسمت زیر  بخش هایی از کتاب را با هم می خوانیم :

16,000 تومان 14,400 تومان

توضیحات کتاب

وزن 420 g
نویسنده

فریبا کلهر

ناشر

آموت

تعداد صفحه

320 صفحه

قطع کتاب

رقعی

نوع جلد

شومیز

نوبت چاپ

8

کتاب شوهر عزیز من

کتاب شوهر عزیز من عنوان کتابی است نوشته فریبا کلهر که برای اولین بار در سال 1391 منتشر گردید. تا همین چند سال قبل نام فریبا کلهر مساوی بود با حوزه ادبیات  کودک و نوجوان و یادآور نام کتاب های : هوشمندان سیاره اوراک ، سالومه و خرگوش ، دختر آیینه پوش ، ابروهایی جادویی کیوکیو ، جزیره افسونگران و … اما رمان شوهر عزیز من عنوان کتابی بود که علاقمندان وی را بهت زده نمود چرا که کسی فکر نمی کرد نویسنده ای که تعداد کتاب هایش در حوزه کودک و نوجوان سه رقمی شده ، یک روزی دلش بخواهد به حوزه بزرگسال وارد شود.

داستان کتاب شوهر عزیز من اثر فریبا کلهر :

داستان کتاب شوهر عزیز من در خصوص زنی به نام سیما است که اکنون به میانسالی رسیده زمانیکه همسرش را از دست می دهد با خاطرات خود خواننده را پیش می برد، جاییکه دختری 19 ساله است و زندگی اش در زمان های پیش از جنگ و پس از جنگ روایت می گردد، با توجه به عنوان کتاب شاید خواننده فکر کند که کتابی عاشقانه و در خصوص خاطرات یک زوج را مورد مطالعه قرار می دهد اما داستان کتاب بیشتر در خصوص وقایع تلخ و سختی های زندگی سیما می باشد که هر شخصیتی که وارد زندگی وی شده با توجه به شرایطش او را ترک نموده است و اتفاقات مختلفی را تجربه نموده که با قلمی متبحرانه نگارش گردیده است.

بخشی از داستان رمان شوهر عزیز من :

پیرمرد زل زده بود به من و لب هایش هی تکان می خورد؟ و آن آب آشنا هم که دیگر را ه افتاده بود و کم مانده بود از چانه اش چکه کند . گفت :

 – منو دوست داشته باش.

از این صریح تر و شفاف تر هم می شود حرف زد؟ متولدین شصت به بعد هم نمی توانند این قدر راحت بروند سر اصل مطلب.

 – گفتم : ببخشید . من شوهر دارم.

 – گفت : خبر دارم که طلاق گرفته ای و یک دختر و یک پسر داری.

خوشحال شدم که مرا با کسی اشتباه گرفته است. خندیدم و دوباره برایم همان تزریقاتی کودک صفتی شد که فرار از او بی معنی بود. گفتم :

 – منو با کسی اشتباه گرفتین من طلاق نگرفته ام و فقط یک پسر دارم.

 – گفت : دروغ می گویی. من خبر دارم تو دو تا بچه داری.

 – گفتم : یکی.

 – گفت : دو تا.

من را بگو که زیر باران ایستاده بودم و داشتم با پیرمردی که انگار کسی نصفش کرده بود و نصفه اش را چهار قسمت کرده بود و سوزن را فرو کرد توی … حالا … یک مرغ دارم بازی می کردم. اگر شوهر عزیزم مرا در آن حال می دید چی فکر می کرد؟ …

 

نوشته شده در : فروشگاه کتاب ایران

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “شوهر عزیز من”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *