ویژه

روی ماه خداوند را ببوس

روی ماه خداوند را ببوس ، رمانی است واقعيت گرا، در بيست بخش، كه در سال 1379 به چاپ رسيده است. این رمان تا به حال 56 مرتبه تجدید چاپ شده است و همچنین موفق به کسب جایزه های متعددی از جمله برگزیده ی جشنواره ی قلم زرین به عنوان بهترین رمان سال های 1379 و 1380 می باشد.

10,000 تومان 9,500 تومان

توضیحات کتاب

وزن 200 g
نویسنده

مصطفی مستور

ناشر

نشرمرکز

تعداد صفحه

120

قطع کتاب

رقعی

نوبت چاپ

58

درباره نویسنده

مصطفی مستور

مصطفی مستور

مصطفی مستور در ۱۳۴۳ در اهواز به دنیا آمد. در سال ۱۳۶۷ در رشته مهندسی عمران از دانشگاه شهید چمران اهواز فارغ‌التحصیل شد و دوره کارشناسی ارشد را در رشته زبان و ادبیات فارسی در همان دانشگاه گذراند. وی هم اکنون ساکن تهران است. مصطفی مستور نخستین داستان خود را با عنوان دو چشمخانه خیس در سال ۱۳۶۹ نوشته و در همان سال در مجلهٔ کیان به چاپ رساند. وی نخستین کتاب خود را نیز در سال ۱۳۷۷ با عنوان عشق روی پیاده‌رو شامل ۱۲ داستان کوتاه به چاپ رساند. از کتابهای مورد استقبال این نویسنده می توان به روی ماه خداوند را ببوس , چند روایت معتبر , حکایت عشقی بی‌قاف، بی‌شین، بی‌نقطه ، استخوان خوک و دست‌های جذامی و من گنجشک نیستم اشاره کرد که در فروشگاه کتاب ایران موجود می باشد.

کتاب روی ماه خداوند را ببوس

درونمايه رمان روی ماه خداوند را ببوس از نوع اعتقادی و مبتنی بر جدل است. نويسنده در اين رمان افكار دينی ، معرفت شناسی، جامعه شناسی و… خود را با زبان شخصيت های داستان بيان مي كند كه بر پايه سه محور اساسی بنيان نهاده است :

  • شك
  • عدم قطعيت
  • تنهايی

شك خود به تنهایی يكی از دغدغه های فكری انسان مدرن بوده و است. شكی كه مورد نظر نويسنده است از نوع شك های اوليه بشر، يعنی جهلی كه بی خدایی را هم شامل می شد ، می باشد و در بهترين مرحله خود ، مدت ها بعد از آن- عقل گرایی و دور شدن از معنويت- را. عدم قطعيت نیز يكی از ويژگی های مهم انسان پست مدرن است. انسانی كه- نسبی بودن- بخش مهم باور او را تشكيل می دهد و در آخر تنهايی كه امروز مهمترين حس مشترك مردم دنيا و در واقع همه گير (اپيدمی) است. فروشگاه کتاب ایران مطالعه این کتاب ارزشمند را به شما پیشنهاد می کند.

قسمتی از کتاب روی ماه خداوند را ببوس :

ساعت چهار بعدازظهر است. چند ساعت است برای پیدا کردن داروهای مادرم توی کوچه های ناصرخسرو پرسه می زنم. اینجا پر از قاچاق چیانی است که هر داروی نایابی را توی انبارهای تاریک پنهان کرده اند.

چند دقیقه بعد توی خیابانی هستم که به خانه ی علیرضا می رسد. توی راه به این فکر می کنم که هم سوال سایه را از او بکنم و هم موضوعی را که زیر شیر آب به آن فکر می کردم. البته من همیشه از علی سوال می کنم. به خصوص سوال هایی که یا جواب ندارند و یا پاسخ شان دشوار است. اغلب هم از پاسخ هاش قانع نمی شوم اما گاهی در جواب سوال هام چیزی می گوید که بی اندازه لذت می برم.

ساعت نه صبح است که دکتر میر نصیر را با وقت قبلی ملاقات می کنم. نشانی اش را در دادگستری و از روی تکه کاغذی که وقت خودکشی در جیب پارسا بوده، یادداشت کرده ام. مطب دکتر میر نصیر در طبقه ی هفتم یک برج بیست و یک طبقه است. با این که حدود هجده ماه قبل و فقط برای یک بار پارسا را دیده است اما بر خلاف بازپرس فیضی خیلی خوب او را به خاطر می آورد.

نوشته شده توسط : فروشگاه کتاب ایران

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “روی ماه خداوند را ببوس”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *