ویژه

کتاب سیاه

رمان کتاب سیاه اثر اورهان پاموک تا به حال به بیش از 60 زبان دنیا ترجمه شده است. در این اثر نقل قول‌هایی از مولوی، شمس تبریزی، عطار و خیام نیز آمده است. کتاب سیاه داستان بسیار جذاب و پر کششی دارد. تکلیف روشن است ، این رمان را با خیال راحت بخوانید و لذت ببرید …. در ادامه خلاصه داستان را مشاهده کنید ….

45,000 تومان 42,750 تومان

توضیحات کتاب

وزن 750 g
نویسنده

اورهان پاموک

ترجمه

عین له غریب

ناشر

نشر چشمه

تعداد صفحات

656

قطع کتاب

رقعی

نوع جلد

گالینگور (سخت)

درباره نویسنده

اورهان پاموک

اورهان پاموک

اورهان پاموک نویسنده ترکیه ای متولد 1952 استانبول می باشد. پاموک وارد دانشگاه استانبول شد و پس از انصراف از رشته معماری ، در رشته روزنامه‌نگاری به تحصیل پرداخت و فارغ‌التحصیل شد. اولین رمانش در 30 سالگی با نام  آقای جودت و پسران منتشر و موفق به کسب جوایز متعددی شد. با انتشار رمان قلعه سفید کرسی تدریس ادبیات داستانی را در دانشگاه کلمبیا پذیرفت و مقیم نیویورک شد. شهرت پاموک با انتشار رمان نام من سرخ  در سال 1998 اوج گرفت. سال ۲۰۰۲ رمان برف را منتشر کرد که نیویورک تایمز سال این رمان را یکی از ۱۰ رمان برتر جهان معرفی کرد. در سال 2006 موفق به کسب جایزه نوبل ادبیات جهان شد. سایر آثار مشهور او عبارتند از : کتاب سیاه ، استانبول ، موزه معصومیت و زنی با موهای قرمز . بیشتر کتاب های این نویسنده در فروشگاه کتاب ایران قابل تهیه می باشد.

معرفی رمان کتاب سیاه

داستان رمان کتاب سیاه ، در یک روز سرد و برفی استانبول دهه 1970 آغاز می شود ، برفی که در صفحات آغازین رمان بدون توقف می بارد. «رویا» ، همسر وکیل جوانی به نام «غالب» است که خانه و زندگی اش را ترک کرده ، نامه کوتاه بدون خطی و نشانی  به جا گذاشته و ناپدید می شود. « غالب » از کودکی شیفته رویا بوده اما نه برعکسش. زندگی مشترک این زوج سرد و بی روح بوده است. « غالب » حدس می زند غیبت رویا به برادر ناتنی بزرگ تر او، «جلال سالک» ، ستون نویس محبوب روزنامه ملیت بی ارتباط نباشد … اما جلال هم ناپدید شده است وحتی همکارانش در دفتر روزنامه هم از او خبری ندارند …

رمان کتاب سیاه اثر اورهان پاموک تا به حال به بیش از 60 زبان دنیا ترجمه شده است. در این اثر نقل قول‌هایی از مولانا ، شمس تبریزی ، عطار و خیام نیز آمده است. رمان در دو قسمت با فصول جداگانه نوشته شده است.

قسمتی از متن فصل ششم : جلاد و چهره ای گریان

چشم های گریان یک مرد چرا این قدر ما را مضطرب می کند؟ بله ، چشم های گریان یک زن هم هیچ خوشحال کننده نیست و اگر یک کم صمیمی و اهل دل باشیم که از دیدنش حسابی دچار ترحم و دلسوزی می شویم اما اگر موضوع چشم های گریان یک مرد باشد قضیه کاملا فرق می کند برای اینکه اهل دل باشیم یا نه از دیدنش دچار بیچارگی می شویم و درماندگی ، انگار دنیا به آخر می رسد و علاجی هم ندارد ، مثل عزیزی که به مرض لاعلاجی گرفتار باشد و دم مرگ.

فهرست رمان کتاب سیاه :

قسمت اول

  • فصل اول : اولین بار که غالب ، رویا را دید
  • فصل دوم : وقتی آب بغاز ته کشید
  • فصل سوم : به رویا سلام برسان
  • فصل چهارم : دکان علاء الدین
  • فصل پنجم : بچه که نیستیم
  • فصل ششم : اولاد استاد بدیع
  • فصل هفتم : ق مثل قله ی قاف
  • فصل هشتم : سه تفنگ دار
  • فصل نهم : یکی من را تعقیب می کند
  • فصل دهم : چشم
  • فصل یازدهم : ما حافظه مان را در سینما از دست دادیم
  • فصل دوازدهم : بوسه
  • فصل سیزدهم : به به ببین کی آمده است
  • فصل چهاردهم : همه منتظرند
  • فصل پانزدهم : قصه ی عاشقانه ی آن شب برفی
  • فصل شانزدهم : می خواهم خودم باشم
  • فصل هفدهم : نشناختی مرا؟
  • فصل هجدهم : تاریکی آپارتمان
  • فصل نوزدهم : اشاره – نشانه های شهری

قسمت دوم

  • فصل اول : خانه ی ارواح
  • فصل دوم : شما هم خواب تان نمی برد؟
  • فصل سوم : شمس را چه کسی کشت؟
  • فصل چهارم : قصه ی آنها که اهل قصه نیستند
  • فصل پنجم : راز چهره ها
  • فصل ششم : جلاد و چهره ای گریان
  • فصل هفتم : اسرار حروف
  • فصل هشتم : یک شطرنج کامل و طولانی
  • فصل نهم : کشف الاسرار
  • فصل دهم : قهرمانش من بودم
  • فصل یازدهم : برادر عزیز من
  • فصل دوازدهم : قصه ی قصه از آینه بپرس
  • فصل سیزدهم : من نه یک دیوانه ی زنجیری بلکه یک مخاطب ساده ام ، ساده اما صادق
  • فصل چهاردهم : تصاویر مرموز
  • فصل پانزدهم : مهم خود قصه است نه قصه گو
  • فصل شانزدهم : قصه ی شاهزاده
  • فصل هفدهم : اما من که این ها را نوشته ام
نوشته شده در : فروشگاه کتاب ایران

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب سیاه”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *