من او را دوست داشتم

گاوالدا خود در باره این رمان می گوید : ” من این کتاب را دوست دارم ، نسبت به آن احساس غرور می کنم ” پس از انتشار مجموعه دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد در سال 1999 ،« من او را دوست داشتم » نخستین رمان آنا گاوالدا است. احساسات و تاثرات انسانی از سطر سطر این کتاب موج می زند. پس از خواندن کتاب بخش هایی از آن در جایی از وجود شما رخنه می کند و با شما می ماند …

12,000 تومان

توضیحات کتاب

وزن 220 g
نویسنده

آنا گاوالدا

ترجمه

الهام دارچینیان

ناشر

قطره

تعداد صفحات

176

قطع کتاب

رقعی

نوع جلد

شومیز

نوبت چاپ

17

درباره نویسنده

آنا گاوالدا

آنا گاوالدا

آنا گاوالدا رمان نویس فرانسوی متولد 1970 پاریس می باشد. رمان های وی بيش از هر چيز به روابط ميان انسانها می پردازد و مي‌خواهد ناكامی هايی را كه در دور تند زندگی امروز زير پوست زندگی گم شده‌اند بيرون بكشد. آثار ترجمه شده گاوالدا که در ایران چاپ شده اند ، از طریق لینک های زیر به ترتیب انتشار قابل مشاهده یا خرید می باشد :

1999 - دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد

2002 - من او را دوست داشتم

2004 - با هم بودن ( با هم بودن همه چیز است )

2009 - گریز دلپذیر

2013 - بیلی

2014 - زندگی بهتر

معرفی کتاب من او را دوست داشتم

کتاب من او را دوست داشتم  رمان بسیار زیبایی است. واژه هایی بسیار ساده ، بسیار پرورده و به جا مانند نت های موسیقی برای گفتن واقعیت های ژرف و پیچیده. پس از خواندن کتاب بخش هایی از آن در جایی از وجود شما رخنه می کند و با شما می ماند ، آنا گاوالدا نویسنده زبردستی است. نقاب تکبر و خودمحوری را از چهره برداشتن نیاز به تکاپویی صادقانه دارد تا به ناگاه دریابیم که آری ، گویی بسیاری تا دست کم گاهی اوقات آدمی برای لمس خوشبختی ناب ، ناگریز است دست به انتخاب دردآوری بزند.

گاوالدا درباره این رمان می گوید : “من این کتاب را دوست دارم، و نسبت به آن احساس غرور می کنم.”می خواهم بگویم احساسات و تاثرات انسانی در سطر این کتاب موج می زند.من او را دوست داشتم رمانی سرشار از زندگی لیکن اندوهناک است. داستان عشقی جانگداز که با ظرافت تمام روایت می شود. رمانی درباره ناکامی های ما، دروغ های ما، بزدلی ها، و تسلیم شدن های ما.

قسمتی از کتاب من او را دوست داشتم را می خوانیم :

شهامت از آن آنان است که خودشان را یک روز صبح در آینه نگاه می کنند و روشن و صریح این عبارت را به خودشان می گویند ، فقط به خودشان : ” آیا من حق اشتباه کردن دارم؟ ” فقط همین چند واژه … شهامت نگاه کردن به زندگی خود از رو به رو … و هیچ هماهنگی و سازگاری در آن ندیدن. شهامت همه چیز را شکستن، همه چیز را زیر و رو کردن… به خاطر خودخواهی؟ خودخواهی محض؟ البته که نه ، نه به خاطر خودخواهی… پس چه؟ غریزه بقا؟ میل به زنده ماندن؟ روشن بینی؟ ترس از مرگ؟ شهامت با خود رو به رو شدن. دست کم یک بار در زندگی. رو به رو با خود. تنها خود. همین….

من او را دوست داشتم

 

نوشته شده توسط: فروشگاه کتاب ایران

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “من او را دوست داشتم”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *