ویژه

دست آخر (نمایشنامه)

کتاب دست آخر اثر ساموئل بکت است که در سال 1957 منتشر شده است. نمایشنامه دست آخر نسخه ی انگلیسی Fin de partie است که خود بکت ترجمه اش کرده است. وی این فرایند را سخت یافت و از خروجی ناراضی بود و از آن به عنوان یک ” وحشت یک پرده ای ” یاد کرده است.

23,000 تومان 21,800 تومان

توضیحات کتاب

وزن 350 g
نویسنده

ساموئل بکت

ترجمه

مهدی نوید

ناشر

نشر چشمه

تعداد صفحه

259 صفحه

قطع کتاب

رقعی

نوع جلد

شومیز

کتاب دست آخر

کتاب دست آخر اثر ساموئل بکت است که در سال 1957 منتشر شده است. نمایشنامه دست آخر نسخه ی انگلیسی Fin de partie است که خود بکت ترجمه اش کرده است. وی این فرایند را سخت یافت و از خروجی ناراضی بود و از آن به عنوان یک ” وحشت یک پرده ای ” یاد کرده است. کتاب دست آخر برای بکت نقطه ی آغاز گذار است، به مثابه ی طرد به یاد آوردن خاطرات، در آرامش یا غیر آن ، به نفع نیروی شکل دهنده ی تخیل که ممکن است همان قدر تردید بر انگیز باشد. بنا به گفته برخی از منتقدین کتاب دست آخر در پی مرگ برادرش در سال 1955 شروع شد؛ در ابتدا بکت آنرا نمایش دو پرده ای می پنداشت، اما وقتی متن را اصلاح کرد از مقدارش کاست. دست آخر یکی از محبوب ترین نمایشنامه های بکت است.

داستان کتاب دست آخر ساموئل بکت

آنچه در دست آخر به مثابه ی کنش قلمداد می شود اگر جزئی نباشد ساده است. یک زوج مرد، ارباب و خدمتکار، “هم” و “کلاو”،در یک پناهگاه یا یک جور انباری اقامت دارند. تصویر آخر الزمانی است، انگار آنها تنها بازماندگان فاجعه ای نامعلوم اند. هر دو رو به موت اگر چه هنوز نمرده اند چرا که “دیگر طبیعتی نیست”. پناهگاه روی یک صخره است، در حاشیه ی دو جهان. در این اقامتگاه کنار صخره ، در حاشیه زمین و دریا ، این زوج که از جهانی ویران شده پناه گرفته اند تحت سلطه ی آیین ها و تکرار ها زندگی می کنند. نمایشنامه دست آخر ادعا می کند : “طبیعت فراموش مون کرده” و “دیگه طبیعتی نیست.” کلاو وقتی از او می پرسند بیرون پناهگاه چه خبر است، پاسخ می دهد : “صفر”.

بخشی از متن نمایشنامه دست آخر

یه دیوونه رو می شناختم که فکر می کرد دنیا به آخر رسیده. نقاش بود و حکاک. خیلی دوستش داشتم. می رفتم و می دیدمش ، توی دیوونه خونه. با دست هام می گرفتمش و می کشوندمش کنار پنجره. ببین! اون جا! ذرت های در حال قد کشیدن! حالا اون جا! ببین! بادبون های قایق های ماهی گیر! همه ی اون زیبایی! دستش رو پس می کشید و به کنج خودش بر می گشت. هراسون بود. هرچی دیده بود خاکستر بود…

 

نوشته شده توسط : فروشگاه کتاب ایران

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دست آخر (نمایشنامه)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *