پاییز بی مهر

در ادامه توضیحات کتاب قسمتی از رمان پاییز بی مهر را میخوانیم ….

18,000 تومان

توضیحات کتاب

وزن 500 g
نویسنده

میترا شیرانلی – شهلا خودی زاده

ناشر

پرسمان

تعداد صفحات

400

قطع کتاب

رقعی

نوع جلد

شومیز

نوبت چاپ

3

رمان پاییز بی مهر اثر مشترک میترا شیرانلی و شهلا خودی زاده در سال 1394 از سوی انتشارات پرسمان روانه بازار کتاب گردید و بارها تجدید چاپ شده است …

قسمت هایی از رمان پاییز بی مهر :

با صدای مهماندار هواپیما که اعلام کرد: «مسافرین محترم، در آسمان جمهوری اسلامی ایران هستیم…»

آرام چشمانش را از هم گشود. حسی عجیب، سراسر وجودش را در برگرفت. حسی پر از غربت و تنهایی و ترس!

پس از این که هواپیما بر زمین نشست، از جایش برخاست. کیف دستی ­اش را به دست گرفت و پشت سر سایر مسافرین به سوی درب خروجی به راه افتاد. آرام پله ­ها را یکی پس از دیگری پایین آمد. همه ­ی وجودش چشم شده بود، تا ببیند. از گیت که گذشت، تازه متوجه خیل عظیم آدم­های پشت شیشه شد. همه‎ی نگاه ­ها به آن سمت بود. هر کس با دیدن مسافر خود با هیجان دست تکان می­داد. اما دستی با دیدن او، بالا نرفته بود و کسی منتظر او نبود. احساس خلاء زیادی می­کرد و هیچ چیز نمی­توانست آن را پر کند.

چیزی هم چون تکه سنگی در گلویش گیر کرده بود و به زور بالا و پایین می‌رفت. نفسش به شماره افتاده بود. نمی­دانست از ترس است یا هیجان؟ دسته‎ی چمدانش را محکم در دستانش فشرد. دلش می­خواست هر چه سریع­تر آن جا را ترک کند. قدم­هایش را تند کرد و از سالن فرودگاه خارج شد. بیرون از سالن حس بهتری داشت. چمدان و کیف به دست به سمت تاکسی­ های مخصوص فرودگاه رفت. مردی میان سال با لهجه­ ای خاص که حس می­کرد شاید در فیلم­های فارسی شنیده بود، گفت:

– آبجی کجا تشریف می­برید؟

– هتل اوین!

– بله… بله، بفرمایید.

پشت جلد رمان پاییز بی مهر :

شکست را باور کرده بود. باران نم نم می بارید. قطره ای روی صورتش چکید. سرش را بلند کرد و به آسمان نگریست و زیر لب زمزمه کرد:

-نیا باران… عاشقانه اش نکن… من و او، ما نشدیم…

نوشته شده در : فروشگاه کتاب ایران

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “پاییز بی مهر”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *